حمید حمیدی زاده - خوشنویس

آموزش و انجام سفارشات خوشنویسی و تذهیب

حمید حمیدی زاده - خوشنویس

آموزش و انجام سفارشات خوشنویسی و تذهیب

حمید حمیدی زاده - خوشنویس

حمید حمیدی زاده
خوشنویس و مدرس خط نستعلیق


👈 انجام کلیه سفارشات خوشنویسی، تذهیب، قطعه سازی و پاسپارتوی حرفه ای
آموزش خوشنویسی بصورت خصوصی، حضوری و آنلاین (قلم و خودکار)

☎️ همراه: ۰۹۳۸۹۴۴۰۰۷۸

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خطاطی» ثبت شده است

برخی اصطلاحات خوشنویسی

  • دانگ قلم: دانگ به یک ششم از هرچیز قابل اندازه گیری را می‌گویند که در خوشنویسی ازین عنوان برای  اندازه‌ گیری قلم استفاده می‌شود.

 

  • چلیپا: در لغت به معنی مورب است. یکی از قالبهای خوشنویسی نسستعلیف و شکسته است که به دو بیت از یک شعربلند یا یک رباعی کامل که  بصورت مورب در  صفحه نوشته می شود می گویند.

 

  • سیاه مشق: از دیگر قالبهای خوشنویسی نستعلیق و شکسته است که از صفحات تمرینی خوشنویسان و به تدریج با تلفیق ذوق هنرمندان دوران مختلف خلق شد. در این روش با تکرار حروف و کلمات در کنارهم، فرم و ترکیبی زیبا بوجود می‌آید.

 

  • کتیبه: از دیگر قالبهای خوشنویسی است و به نوشته‌ای هنری بر رو ی سنگ یا کاشی که بالای دروازه‌ها و بناهای تاریخی و عمارت‌ها قرار دارد گفته میشود.

 

 

برای یادگیری خوشنویسی، می توان  با خودکار و با قلم نی یادگیری را آغاز کرد.در اینجا بعضی از لوازمی که در هنر خوشنویسی سنتی با قلم به کار می‌روند را عنوان خواهیم کرد:

 

  • قلم نی: انواع و اندازه های مختلفی دارد که میتوان از قلم دزفولی،  شمالی و یا خیزران برای نمونه یاد کرد.  قلمی مرغوب خواهد بود که محکم و صاف، سنگین و مدور باشد.

 

  • قلمتراش: برای تراش و اصلاح قلم از آن استفاده می شود. قلمتراشها عموما از جنس فولاد آب دیده ساخته می‌شوند.

 

  • قطزن: وسیله‌ای که به هنگام قطع کردن (قط زدن) نوک قلم ، در زیر آن قرار می‌گیرد و روی آن دارای انحنای محتصری برای نشست بهتر قلم است و می تواند از جنس چوب، استخوان و یا پلیمر باشد.

 

  • دوات: ظرفی است که مرکب خوشنویسی و لیقه داخل آن قرار داده می‌شوند.

 

  • لیقه (در لغت به معنای لیاقت دادن میباشد که در اینجا  اندازه مرکب را لایق برای نوشتن می کند)

الیاف ابریشمی است که در داخل ظرف مرکب (دوات) قرار می‌گیرد و وظیفه آن تنظیم اندازه مرکب برداشته شده باقلم و همچنین جلوگیری از ریختن مرکب  است.

 

  • مرکب: از ترکیب پیگمنت های رنگی مانند دوده و... با صمغ یا رزینهای صنعتی در نوع خشک و مایع وجود دارد که بعنوان "مداد" نیز نامیده می شده . مرکب‌های مایع که رواج بیشتری نیز دارند با رنگ‌های مختلف در بازار موجودهستند.

 

  • کاغذ: انواع مختلف کاغذ برای خوشنویسی وجود دارند که میتوان از کاغذ آهارمهره دست ساز و کاغذهای نیمه گلاسه یا گلاسه صنعتی یادکرد. بهترین کاغذ جهت خوشنویسی سنتی کاغذهای آهارمهره هستند که به طول عمر اثر هنری کمک بسیاری میکنند.

 

بدیهی است که لوازم دیگری نیز در خوشنویسی کاربرد دارند اما در اینجا فقط برای شروع برخی از آنها را ذکر کردیم ...

 

 

خوشنویسی یا خطاطی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است و فردی که این فرایند توسط او انجام می‌گیرد خوش‌نویس نام دارد. به‌خصوص زمانی که خوشنویسی حرفه ی شخص باشد. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است.  به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناسانه خلق کند. از این رو خوشنویسی با نگارش ساده ی مطالب و حتی طراحی و صفحه آرایی متفاوت است. همچنین از آنجایی که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.

خوشنویسی تقریباً در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد اما در مشرق زمین اهمیت بسیاری در میان هنرهای بصری دارد.

اگر در نظر داشته باشیم که خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شکل می‌گیرد و هر یک از حروف قلم‌های مختلف از نظام شکلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی‌یابیم که ایجاد قلم‌های تازه یا شیوه‌های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود.

در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یک اصل ثابت درمی‌آید که تخطی از آن به‌ منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله است که همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده‌است. حتی ترتیب شکل کلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می‌شده که در رسم‌الخط ها از جانب استادان بزرگ تنظیم و ارائه شده‌است.

 

هرچند خوشنویسی در مشرق زمین اهمیت و توسعه کاملی یافته‌است اما اشکالی از آن را در کلیه فرهنگ‌ها می‌توان یافت. واژهٔ خوشنویسی یا Calligraphy از قرن پانزدهم میلادی وارد دایره لغات فرهنگ‌های لاتین شد و تنها پس از قرن نوزدهم به عنوان یک اصطلاح شناخته شده مطرح گشت، اما از دیر باز به‌ویژه در کشورهای خاور دور و کشورهای اسلامی ازجمله ایران، خوشنویسی به عنوان هنری شاخص مطرح بوده‌است.

 

در اروپا اگرچه از دیرزمان دولت و کلیسا به زیبانویسی توجه نشان می‌دادند (مانند کتیبه‌های رومی یا برخی نسخه‌های خطی انجیل) خوشنویسی در اروپا یک هنر فرعی و وابسته به کتابخانه‌ها و محافل طلاب بود

خوشنویسی چینی از کیفیت انتزاعی و تصویری خاصی برخوردار است که بیان اندیشه و احساس را ممکن می‌سازد و از این رو با نقاشی قرابت دارد.  در کشورهایی مانند ژاپن و کره نیز تاحدی وضع به همین صورت بود. به‌طور کلی در خاور دور هنر خوشنویسی هرچند بیشتر نزد کاهنان و متولیان امور مذهبی رواج داشت اما در کنار نقاشی رشد شگرفی کرد.


 

یکی از جدیدترین هنرها، خوشنویسی با خودکار است که در عصر حاضر خیلی رایج و همه گیر گردیده است، و قدمت زیادی نسبت به هنرهای دیگر خوشنویسی ندارد، شاید در حدود 30 سال است که ابداع گردیده است. هنر خوشنویسی با خودکار استفاده از تکنیک ضعف و قوت دادن اثر خودکار بر روی کاغذ می‌باشد که خوشنویس با استفاده خودکار دقیقاً مشابه با قلم خوشنویسی می‌نویسد، طوریکه هر بیننده ای را مجذوب خود می‌کند. اولین تصور هر فردی نسبت به این هنر، آن است که برای نوشتن به این صورت قطعاً حرکت خودکار بر روی کاغذ باید چند دفعه انجام گردد، حال آنکه این نوع خوشنویسی همانند خوشنویسی با قلم، با یکبار حرکت خودکار بر روی کاغذ نوشته می‌شود. ابزار این نوع خوشنویسی خودکار ضخیم نویس و زیر دستی مناسب می‌باشد که البته استفاده از تکنیک چرخش ساچمه خودکار و جوهرگیری از آن بر اساس زاویه آن بهترین روش برای اجرای ضخامت و ظرافت در این نوع خوشنویسی می باشد.

 


 

 

 

آغاز ثبت نام کلاسهای آموزش خوشنویسی با قلم و خودکار و خط تحریری فصل بهار و تابستان.

 کاملا تضمینی برای تمام سنین به شرط ضمانت تمرین مناسب از سوی شما.

برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید و یا به صفحه زیر مراجعه کنید:

۰۹۳۸۹۴۴۰۰۷۸

http://hamid-hamidizadeh.blog.ir/page/Classes

خطاط امروز, خط‌نویس است. خوشنویس نیست. خوشنویسِ دیروز، مجذوب و اهل حال بود. فانی و درویش بود. از خود گذشته بود. زمانه‌ی ما درویش ندارد، فانی که هیچ. خوشنویس دیروز از یار و خویش و رفیق می‌برید و گوشه انزوا نشیمن می‌کرد. و چون آشنای دل بود، می‌دانست «که صفای خط از صفای دل است». پس با نفسِ بد جدل می‌کرد. خط‌نویس امروز طاقت محنت ندارد. با خوشنویس دیروز شوق به مشق بود. و این شوق آن‌قدر بود که شب‌های تابستان از اول شب تا صباح در مهتاب نشسته مشق جلی می‌کرد. خط‌نویس این روزگار را ریاضت برازنده نیست!

یاقوت هر ماهی دو مُصحف تمام می‌نمود. مولانای معروف یک روزه چهارصد هزار و پانصد بیت در کمال لطافت و نزاکت تمام نمود.

و خطاط پیشین به خط مهر می‌ورزید. با حرفه یکی می‌شد. کمال خود در کمال حِرفت خود می‌جست. در کتابت هر حرفی پخته می‌آمد، چیزی از خامی کاتب می‌کاست. اگر نزول مجازی و قوت و سطح و ضعف در حرف «ک» کمال صورت می‌یافت، ذوق کاتب شنیده می‌شد: کافی نوشته‌ام که به تمام عالم می‌ارزد.

خوشنویسان دیروز از نزدیکان شعر بودند و خود چه بسا شعری می‌سروده‌اند. سازی می‌نواخته‌اند. آوازی سر می‌داده‌اند. دانش و ادب می‌آموخته‌اند. حافظ قرآن بوده‌اند.

و از همه بالاتر, باری به دوش خط بود، کتابت کاری بود میان کارها. سرگرمی نبود. خط در متن زندگی نشسته بود. خود جای خود پُر می‌کرد. به سردر خانه جلا می‌داد. رونق هویت می‌شد. بر سنگ مرمر حوض می‌نشست تا از زیر آب، حرفی به صفای آب را توتیای چشم تماشاگرِ سر به زیر کند. بر پیش طاق عمارت, کتیبه می‌شد. و باران اشارات بر سر اهل عمارت می‌ریخت تا از غبار عادت به درآیند. کتابه می‌شد بر گنبد مسجد, بر خشت و آجر پوشش راز می‌کشید. نگاه خاکی را به بالا می‌کشاند. حریم عبادت را در حریم معنی می‌گرفت. نوشته می‌شد بر سنگ مزار. تاریخچه‌ای باشد به حرمت خاک و دعوتی به ترک.

خط در کتاب بود، به صفحه‌ی کاغذ بود: پیک مفاهیم بود و رسول معانی. و با خط رسالتی والاتر بود: محل کلام آسمانی بود. قرآن را به بر داشت.

به روزگار ما خطاطی سرگرمی است. بر پیشانی خط طراوت اکنون نیست. غبار خسته‌ی سنت است. با خط نه کتابی می‌کنند, نه کتابه‌ای. خط رمز عبادت ندارد. چون کتابت مونس طاعت نیست. خط نه از سر نیازی به هم می‌رسد، نه در پی دردی، نه از زیادت شوری...

درست همانطور که رمزگشایی کلمات ضعیف می تواند موجب اختلال در درک مطلب شود یا اینکه عدم فراخوانی خودکار می تواند موجب کاهش منابع ذهنی برای یادگیری الگوریتم های محاسباتی پیشرفته در ریاضی شود، دست خط ضعیف نیز از منابع ذهنی مورد نیاز برای جنبه های بالاتر نوشتن مانند توجه به محتوا، بسط جزئیات و ساماندهی ایده ها را تضعیف می کند. بخاطر اینکه دست خط یک ابزار اساسی در بسیاری از زمینه های دیگر است- مانند یادداشت برداری، امتحان دادن، و انجام تکالیف مدرسه- دست خط ضعیف می تواند اثری مخرب بر عملکرد درسی داشته باشد. علاوه بر این، وقتی که دست خط بعنوان یک کار دشوار و وقت گیر پنداشته می شود، انگیزه برای نوشتن نیز تا حد زیادی کاهش می یابد، که منجر به عدم تمرین می شود که همین امر باعث تشدید مشکلات مربوط به نوشتن می شود.نکته آخر در این مبحث اینکه، دست خط در کلاس های پایین با موفقیت های املایی و خواندن ارتباط دارد...

 

 

جهت اطلاع از شرایط کلاسهای آموزش خوشنویسی اینجا کلیک کنید

________________

 

یکی از عامل های تاثیرگذار در موفقیت تحصیلی و درسی دانش آموزان فراگیری خوشنویسی است که می تواند راه ورودی به محیط های اجتماعی تازه تر و بزرگتر باشد. تمرین خوشنویسی، به احساس تکامل و به کمال رسیدن کمک می کند کاری که اکثر هنرها قادر به انجام آن نیستند .

با پیدایش صنعت چاپ و نگارش کتاب های درسی و روزنامه ها و مجلات و... با خط نسخ چاپی، خط باسابقه و زیبای فارسی مورد بی توجهی واقع شده است و افراد زیبا نویسی را فقط در حوزه کار خوشنویسان محسوب می کنند و برای فراگیری خوشنویسی تلاش نمی کنند.

بدخطی دانش آموزان عوامل گوناگونی دارد؛ مانند: تند نوشتن مطالب توسط دانش آموزان، تند گفتن مطالب توسط معلم ، خط کتاب های درسی، آشنا نبودن دانش آموزان با اصول خوشنویسی، نداشتن تمرین کافی،بی حوصلگی، شیوه غلط به دست گرفتن قلم ،نحوه قرار گرفتن کاغذ و طرز قرار گرفتن بدن ،بی توجهی والدین، مدرسه و جامعه نسبت به خط دانش آموزان و...

از دلایل بی ثمرماندن آموزش خط در مدرسه ها،ناسازگاری حاصل از تفاوت های خط نسخ و نستعلیق، آشنا نبودن معلمان دوره ابتدایی با خط نستعلیق و شیوه نگارش آن، فرصت کم برای تمرین، حجم زیاد تمرین ها در کتاب های خوشنویسی را می توان عنوان کرد.

در نتیجه خط معلمان بر خط دانش آموزان دوره ابتدایی تاثیر دارد.

اگر تحصیلات پدر بالا رود بر بهبود خط دانش آموز تاثیر دارد ، اما طبق تحقیقات، بین تحصیلات مادران و نمره خط فرزندانشان رابطه ای مشاهده نشده در نتیجه پدران در این زمینه نقش موثرتری از مادران دارند...

 

جهت اطلاع از شرایط کلاسهای آموزش خوشنویسی اینجا کلیک کنید

دکاری پرند-خط 

خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت.

در حالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان،پاکستان و هند می‌باشد.


در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در پرتو حمایت ابوبکر بن سعد زنگی در فارس، ده‌ها نسخه قرآن خطی به وجود آمد. در زمان حکومت ایلخانیان، به دلیل نفوذ هنر چین و سلطهٔ مغول‌ها، اوراق مُذهّب کتاب‌ها، نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی اهمیتی ویژه یافت.[۱] میرعلی تبریزی خط نستعلیق را که از ترکیب خط نسخ و تعلیق به‌تدریج ایجاد شده بود را قوام بخشید. از شاهزاده بایسنقر میرزابه‌عنوان مشهورترین خطاط قرآن در این دوره یاد می‌شود.

آنچه که به‌عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن متون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است. هرچند آنان نیز برای امور منشی‌گری و غیرمذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی آنان - بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلثو نسخ و کتابت قرآن و احادیث قابل رویت است.

در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد. هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بودنستعلیق شکل گرفت که افتخار هنر ایرانی است. در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به‌گواه آثار آفریده شده به‌عنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیده‌اند.[۳]

از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق به‌تدریج خط جدیدی پدید آمد که نسختعلیق نام گرفت و در اثر کثرت استعمال این نام به نستعلیق تغییر پیدا کرد. در سده هشتم هجری قمری میرعلی تبریزی (درگذشت: ۸۵۰ هجری قمری) این خط را قانون‌مند کرد و در حد رقابت با خطوط ششگانه قدیمی مطرح نمود. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است.[۴] (یک ششم حرکت‌های مستقیم و پنج ششم حرکت‌های مدور دارد)

پس از میرعلی تبریزی پسرش میرعبدالله و بعد از او میرزا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی در تکامل خط نستعلیق کوشش‌ها کردند تا نوبت به سلطانعلی مشهدی رسید که خدمات شایانی به این هنر اصیل نمود.[۴]

اساتید زیادی پس از سلطانعلی مشهدی در رشد نستعلیق مؤثر بودند. همانند میرعلی هروی و پس از حدود یک سده، خوشنویس نامی و بزرگ، میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری). او که معاصر شاه عباس صفوی بود با نبوغ خود تغییرات و سبکی در خط نستعلیق بوجود آورد که هنوز پس از گذشت قریب ۴۰۰ سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنویسان است. او پایه خط را به جائی رساند که برخی معتقدند از زمان پیدایش خط نستعلیق تاکنون هنرمندان خوشنویس را یارای برابری با او نبوده‌است. هم‌زمان با میرعماد هنرمند بزرگ دیگری به‌نام علیرضا عباسیمی‌زیست که رقیبی برای او به‌شمار می‌رفت. علیرضا عباسی علاوه بر خط نستعلیق خفی و جلی، در خط ثلث نیز استاد بود به‌طوری‌که قالب کتیبه‌های مساجد و بناهای تاریخی اصفهان به خط ثلث یا به سرپرستی او انجام شده‌است.[۴]

خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند، در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان هند (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد. بطور کلی سده‌های نهم تا یازدهم هجری را می‌توان سده‌های درخشان در هنر خوشنویسی دانست.

منبع:ویکی پدیا